سقوط اعتماد، اوج‌گیری دلار؛ زنگ خطر برای گردشگری ایران

سعید مجردی | مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری تمدن شهر کادوس

چارلز کیندل‌برگر در کتاب جنون، هراس، سقوط به‌درستی نشان می‌دهد که بحران‌های اقتصادی بیش از آنکه محصول ضعف‌های عددی و آماری باشند، نتیجه فروپاشی «اعتماد» و «انتظارات» هستند. این گزاره، امروز بیش از هر زمان دیگری برای اقتصاد ایران مصداق دارد؛ اقتصادی که تحت فشار مزمن تورم، رشد بی‌رویه نقدینگی، تحریم‌های سنگین و شوک‌های سیاسی و امنیتی اخیر—از جمله جنگ ۱۲روزه—درگیر بحرانی عمیق در سطح انتظارات شده است.

در چنین شرایطی، افزایش نااطمینانی، حرکت نقدینگی به سمت دارایی‌های غیرمولد مانند ارز و طلا را تشدید می‌کند. هراس ارزی، نه‌تنها ارزش پول ملی را تضعیف می‌کند، بلکه مستقیماً به بخش‌هایی ضربه می‌زند که بیش از هر صنعت دیگری به ثبات، امنیت روانی و تصویر بین‌المللی کشور وابسته‌اند؛ و در صدر آن‌ها، صنعت گردشگری قرار دارد.

گردشگری؛ آیینه اعتماد جهانی

گردشگری تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه آیینه‌ای از میزان اعتماد جهانی به یک کشور است. هیچ گردشگری مقصدی را انتخاب نمی‌کند که در ذهن او با ناامنی، بی‌ثباتی، نوسان شدید اقتصادی و تصویر منفی رسانه‌ای گره خورده باشد. تشدید تنش‌های سیاسی، اخبار جنگ، تحریم‌های ناجوانمردانه و تلاطم‌های ارزی، مستقیماً تقاضای گردشگری ورودی را کاهش داده و گردشگری داخلی را نیز با رکود عمیق مواجه می‌کند.

کاهش سفرهای داخلی به دلیل افت قدرت خرید خانوارها، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و اقامت، و نبود افق روشن اقتصادی، منجر به تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی هزاران واحد اقامتی، دفاتر خدمات مسافرتی، اقامتگاه‌های بوم‌گردی و کسب‌وکارهای خرد وابسته به گردشگری شده است. این در حالی است که گردشگری یکی از سریع‌ترین صنایع در ایجاد اشتغال، به‌ویژه برای جوانان و مناطق کمترتوسعه‌یافته محسوب می‌شود.

دیپلماسی گردشگری؛ کوتاه‌ترین مسیر بازسازی اعتماد

در شرایطی که روابط رسمی سیاسی و اقتصادی کشور با محدودیت مواجه است، دیپلماسی گردشگری سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر بازسازی اعتماد جهانی به شمار می‌رود. هر گردشگر خارجی که وارد ایران می‌شود، یک رسانه زنده، یک سفیر غیررسمی و یک کانال انتقال تصویر واقعی از جامعه، فرهنگ و امنیت کشور است. غفلت از این ابزار، به معنای واگذاری روایت ایران به رسانه‌های خارجی و جریان‌های معاند خواهد بود.

گردشگری می‌تواند پلی برای جبران عقب‌ماندگی‌های انباشته در حوزه اعتماد بین‌المللی باشد؛ اما این ظرفیت تنها در صورتی فعال می‌شود که ثبات اقتصادی، آرامش سیاسی و مدیریت هوشمندانه تصویر کشور در اولویت قرار گیرد. نابسامانی‌های ارزی، تصمیم‌های مقطعی و فقدان راهبرد روشن، این صنعت را به نخستین قربانی بحران‌ها تبدیل کرده است.

هشدار نهایی

نباید فراموش کرد که گردشگری، اولین صنعتی است که در بحران آسیب می‌بیند و آخرین صنعتی است که بهبود می‌یابد. اگر امروز، در اوج فشارهای اقتصادی و سیاسی، این صنعت را رها کنیم یا با تصمیم‌های نادرست به حاشیه برانیم، فردا هزینه بازسازی آن به‌مراتب سنگین‌تر خواهد بود.

اقتصاد ایران، بیش از هر زمان دیگری، به صنایعی نیاز دارد که بتوانند همزمان اشتغال ایجاد کنند، ارزآور باشند و تصویر بین‌المللی کشور را ترمیم کنند. بردن گردشگری به گورستان بی‌توجهی، یعنی قربانی کردن یکی از معدود مسیرهای زنده‌مانده توسعه و امید اجتماعی.

بازسازی اعتماد—چه در داخل و چه در سطح جهانی—بدون توجه جدی به گردشگری ممکن نیست. غافل نشویم؛ هنوز فرصت باقی است، اما این فرصت نامحدود نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *